اردوی گچسر هم برگزار شد.

 

این اولین اردویی بود که من و خانم آقایی مسئولیتش وا برعهده داشتیم. قبل از هر چیز باید از زحمات شبانه روزی و دلسوزانه ی پروین تشکر کنم چون اگر اراده و تلاش او نبود....

 

هرچند تعداد مهمان های خارج از انجمن بیشتر بود اما با این حال این اردوی انجمن مترجمین پارسی بود! اعضای انجمن خوشنویسان در این اردو شرکت کرده بودند که جا دارد از حضور آن ها به خاطر همکاری و جمع دوستانه ای که با هم داشتیم تشکر کنم.

 

جای خیلی از دوستان خالی بود خیلی از بچه هایی که به خاطر امتحان و مسافرت و... نبودند اما در کل واقعا خوش گذشت!

از صبحانه بگم که نون و پنیر و کره و عسل بود و به شکل ماهرانه و سیستماتیکی بسته بندی شده بود و در اختیار بچه ها قرار می گرفت! فقط یه کم چایی دیر آماده شد اون هم به خاطر تر بودن چوب ها و کمبود هیزم مناسب بود!

نهار هم که ساندویچ بود و از اونجایی که ساندویچ های اضافه ای که گرفته بودیم باقی موند  فکر نمی کنم کسی گرسنه مونده باشه !

اما میان وعده که تا حالا به این صورت در اردوها توزیع نشده بود! آقا جاتون خالی یه ظرف خوشگل از میوه و کیک و شکلات. چهار نوع میوه ی فصل فکر می کنم بعد از نهار خیلی چسبید به همه.

 

این از خوراکی ها اما جمع دوستانه ای داشتیم که باید ازش گفت. با این که خیلی ها رو برای اولین بار می دیدیم ولی باهم خوب رله شدیم و خوش گذروندیم. اونها آوازهای سنتی خوندن و تمبک زدن و بچه های ما هم شیرین کاری های خاص خودشون رو داشتن. که باز هم جا داره از آقایان ذوقی، بابایی، بذر افشان و آقا  محمد و امیر تشکر کنیم. عجب راننده ای خوبی هم داشتیم خدا حفظش کنه. و از خانم طوسی عزیز و همراهاشون که پای ثابت اردوها هستن و همیشه کمکمون می کنن جدا ممنونم. و از مریم یا همون بهاره عزیز و زینب خواهر پروین و خواهر عزیز خودم که خیلی خیلی کمک کردن متشکریم.

 

حالا ادروی بعدی به امید خدا پلور خواهد بود که به زودی اطلاعیه اش رو خواهید دید.این سری باز یه کم فرق داره ها! می خوایم در زمینه ی انترتیمنت یه کارهایی بکنیم. منتظر باشید...

 

 عکس یادگاری:

 

جمع بچه ها در آخر اردو بعضی ها پشت دوربین هستن!!!

 

 

 

 

سه تفنگدار..............................

ما اینیم دیگه داداش!