آِشنایی با استفن کینگ نویسنده ی داستانهای وحشت : درخشش. مسیر سبز....
Stephen King
Stephen Edwin King was born in
Stephen King
Stephen Edwin King was born in
Ivan Turgenev
Turgenev was born into a landed and wealthy family in Oryol, Russia, on October 28, 1818. His father Sergei Nikolaevich Turgenev, a colonel in the Imperial Russian cavalry, was a chronic philanderer. Ivan's mother Varvara Petrovna Lutovinova was a wealthy heiress, who had an unhappy childhood and suffered in her marriage. Ivan's father died when Ivan was sixteen, leaving Turgenev and his brother Nicholas to be brought up by their abusive mother. After the standard schooling for a child of a gentleman's family, Turgenev studied for one year at the University of Moscow and then moved to the University of Saint Petersburg, focusing on Classics, Russian literature and philology. He was sent in 1838 to the University of Berlin to study philosophy (particularly Hegel) and history. Turgenev was impressed with German central-European society, and returned home believing that Russia could best improve itself by incorporating ideas from the Age of Enlightenment. Like many of his educated contemporaries, he was particularly opposed to serfdom
Ivan Turgenev
Ivan Sergeyevich Turgenev (November 9 [O.S. October 28] 1818 – September 3 [O.S. August 22] 1883) was a great Russian novelist and playwright. His novel Fathers and Sons is regarded as one of major works of 19th-century fiction
این بازیگر دوست داشتنی ترین شخصیت سینمایی برای من هست.
در زیر زندگینامه وی به همراه فیام شناسی و جوایز او آورده شده. لطفاً تا آخر بخونید جداً خودم کیف کردم!
نام بهترین فیلمهایی که تو اونا بازی کرده رو بگین تا یه آماری بگیریم!
خودم: بعد از ظهر سگی، صورت زخمی و بیخوابی.(البته که پدرخوانده جای خودشو داره)
آل پاچینو ( Alf redo James Pacino )

آلفردو جیمز پاچینو در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای نژاد امریکایی-ایتالیایی) خانهدار بود. والدین او هنگامی که او بچه بود از هم جدا شدند. پدربزرگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیلی بودند.
وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگیاش نمیگذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش، زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند، مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آنجا اقامت کند.
ورود او به عرصهٔ بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت و نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. رابرت ردفورد و جک نیکلسون و جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند. اما کاپولا فقط پاچینو را انتخاب کرد. پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید.
...
Who was Rasputin?![]()

گریگوری افیمویچ راسپوتین که به روسی می شود Григо́рий Ефи́мович Распу́тин یا گرگوار ایفیمویج نووی، کشیش مسیحی در اواخر دوران تزار روسیه (۱۸۶۴، ۱۹۱۶) بود. وی قدرت و نفوذ عجیبی در نیکلای دوم و زن او داشت، او بارها توانسته بود پسر بیمار تزار را شفا دهد که درواقع از مهم ترین معجزات او به شمار می آید.
راسپوتین شاید یکی از تاثیر گذارترین افراد در دوران تاریخ کشورش بوده است. او یکی از منحرفترین آدمای روزگار خودش بود که با قدرت مافوق طبیعی خودش توانسته بود طرفدارا ن زیادی را بیابد. او معتقد بود که برای قبول توبه ، ابتدا باید تا حد امکان گناه کرد. انحرافات اخلاقی اش حتی دربار را هم درنوردید و شامل خاندان سلطنتی نیز می شد. تزار تحت تاثیر قدرت او قرار داشت. راسپوتین همیشه می گفت که سرنوشت تزار به سرنوشت او بسته است و این پیش بینی او درست از آب درآمد. وی در بیستم دسامبر 1916 به دست شاهزاده یوسویوف به قتل رسیدو جسد ش به رودخانه افکنده شد.
می گویند او از فرقهی خلیستی (khlysty) بوده است. این فرقه در قرن هفدهم بوجود آمده بود. از آداب این فرقه این بود که همه زنان و مردان دور ظرف بزرگ محتوی "آب متبرک" میچرخیدند و آنقدر این رقص ادامه می یافت تا به جنون تبدیل میشد.
این فرقه از طرف کلیسا تکفیر شده بود و جلسات به صورت پنهانی برگزار میشد. راسپوتین یکی از کسانی بود که آداب این فرقه را از نو آموزش داد .![]()
...
در قسمتي از کتاب موسوم به راسپوتین آمده:
عبادتگاه کوچک گوشه ي باغ راسپوتين هر شب مورد استفاده قرار مي گرفت . هفته اي 3روز هم صبحها براي اجراي مراسم عشاي ر باني به کليساي دهکده مي رفتند .
پدر پيوتر(که مخالفت شديدي با راسپوتين داشت ) که هنوز کشيش دهکده بود) از ايليودور (يکي از دوستان راسپوتين ) پرسيد : شما هم عضو فرقه ي خليستي هستيد ؟
ايليودور با عصبانيت جواب داد : من به هيچ فرقه اي تعلق ندارم پدر با انگشت به راسپوتين اشاره کرد و گفت : ولي او دارد .
ايليودور گفت : من پدر گريگوري را مي شناسم . او راهب نيست و مثل من عضو هيچ
فرقه اي هم نيست . از خودش بپرس .
گريگوري با قهقهه اي گفت :اين حقيقت ندارد من با شلاق زدن مخالفم ، (از همه عذر خواهي مي کنم ) و از اعمال جنسي دسته جمعي هم خوشم نمي ايد . اين اعمال نوعي فساد است و باعث از بين رفتن ارزشهاي انساني مي شود.
سپس سرش را بسمت پدر گرفت :خودش شروع کرد . سالها پيش اين اتهامات را به من نسبت داد . اسقف شهر توبولسک ، هيئتي را براي بررسي و تحقيق فرستاد و پس از بررسي مرا کاملا از اين اتهامات شرم آور مبري دانست . اما پدر هنوز هم باور نمي کند و اصرار دارد که من عضو اين فرقه هستم . واگذارش مي کنم به خدا . خدا جواب صحيح را خواهد داد. ![]()
![]()

اینم یه پست برای Free Discusion روز Wed ![]()
ببخشید یه s جا انداختم!![]()