دوستان گرامی
درود
امروز زادروز فخرمایه ایران و ایرانی، کوروش بزرگ، است. دوست ندارم به سان سخرانانان، کلیشه ای بگویم "این روز را شاد باش می گویم و ...... . هرچند این روز به راستی جای شاد باش و شادمانی دارد.
"کمیته بین المللی نجات دشت پاسارگاد" روز هفتم آبان را روز ملی ایران نامگذاری کرده است. همه ما کم و بیش از نارساییها و دردهای کشورمان، کشوری که کوروش بزرگ، پایه گذاری کرد، آگاهیم و می دانیم برای بازگشت ایران به شکوهی در خور کشوری که نخستین منشور حقوق بشر از اندیشه پایه گذارش (آن هم بیش از 2500 سال پیش) برآمده، "منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید". اما باید بدانیم که هر راهی را آغازیست و لاجرم پایانی. روزگاری در این کشور از ایرانی و ایرانی نامی نمانده بود و حتی سخن راندن نیز به گویشی بیگانه بود اما بزرگانی چون فردوسی، از آتش زیر خاکستر فرهنگ ایرانی شعله ای درخشان ساختند که از باد و باران گزندی نیافت و بن مایه بسیاری از حرکتهای سازنده ملی گرایانه تا امروز شده است.
شاید هر یک از ما در جایگاه چندان تعیین کننده ای برای تعیین مسیر بازگشت ایران به شکوه و اقتدار نباشیم اما دست کم می توانیم با شمع برافروخته خرد، آگاه شویم و آگاه سازیم، بدانیم که از اسب افتاده ایم نه از اصل، باشد که روزی کشور کوروش بزرگ، ایران ما، به شکوه دگربارش بازگردد و در آن منشور حقوق بشر کوروش به راستی به کار در آید. به امید آن روز که باز با گردنی افراشته در همه جا و در آنسوی مرزهای ایران بگوییم ایرانی هستیم و برای این مهم باید یکایکمان بخواهیم.
با مهر
مهدی دایی حسینی
